اخبار روز

فیلم اعترافات تلخ یک پسر در قتل مادر و پدرش! / آنها را بمباران کرد + نظر یک روانشناس


پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین: حجم فیلم: 55.70M مدت زمان فیلم: 00:06:39 به گزارش رکنا، خردادماه 1396 ماموران کلانتری 128 تهران جدید در حوالی همین منطقه درگیر تیراندازی مرگبار شدند. در محل جنایت با اجساد خون آلود یک زوج 48 ساله و 56 ساله که مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند مواجه شدند و 2 پسر خانواده نیز براثر شلیک گلوله، ضربات چاقو و قمه مجروح شدند. در ابتدای ماجرا قاتل مدعی است که سه مرد نقابدار با یورش به خانه اعضای خانواده او را به قتل رسانده اند اما با تحقیقات بیشتر پلیس، ابعاد دیگر این ماجرا روشن می شود. پس از بررسی های پلیسی مشخص شد که امیر پسر خردسال این خانواده قاتل بوده و درگیری و اختلاف با پدرش کلید این جنایت را به او داده است. امیر در خلال اعترافات خود گفت: حال و حوصله نداشتم، با پدرم درگیر شدم و ابتدا او را کشتم و بعد صدای فریاد مادرم را شنیدم به همین دلیل به آشپزخانه رفتم و به سمت مادرم شلیک کردم. برادر پیش من آمد و چند ضربه به گوشم زد تا اینکه به خودم آمدم و اسلحه را به برادرم دادم و همان موقع بود که با پلیس و 911 تماس گرفتیم.» در تحقیقات، کارآگاهان متوجه شدند که امیر در جمع آوری چک های بلامحل نقش داشته و به همین دلیل است. همیشه اسلحه حمل می کرد اما با نگاه دقیق تر به این موارد و بررسی ابعاد آنها مشخص می شود که تاثیر اعتیاد همگام با محیط خانواده و نحوه برخورد اعضای خانواده با معضل اعتیاد در افزایش و کاهش تعداد آنها موثر است. ناصر قاسم زاد روانشناس در این خصوص در گفت وگو با خبرنگار رکنا، توضیح داد: در موضوع سوء مصرف مواد، فردی که مواد به ویژه مواد صنعتی مصرف می کند، اقتدار و توانایی خود را برای کار عادی از دست می دهد و گاهی بسیار خطرناک و خطرناک است. غیرقابل پیش بینی بودن آن ناشی از مصرف مواد مخدر است و فرد تعادل روانی لازم را ندارد و پس از عادی شدن متوجه می شود که چه چیزی او اشتباه می کرد وی افزود: بنابراین بخشی از مشکلی که افراد این کارها را انجام می دهند به دلیل اثرات شیمیایی است که این مواد در فرآیند مغز ایجاد می کنند که باعث می شود با کنترل و رفتار صحیح فرد نتواند به درستی عمل کند. یکی از کارهایی که بسیار مهم است، زمانی است که کودک در خانواده معتاد می شود و به هر نوع مواد مخدر مخصوصاً صنعتی اعتیاد پیدا می کند. در وهله اول باید با بهره گیری از خدمات مشاوره ای و خدمات تخصصی روانپزشکی و روانشناسی اقدامات لازم برای درمان و توانبخشی این فرد انجام شود. چون با هم ساخته می شوند. یعنی زمانی که مصرف مواد را کنار می گذاریم، ابتدا باید ترک شیمیایی یا بیمارستان یا در یک محیط درمانی به نام سم زدایی انجام دهیم و بلافاصله بعد از آن، درمان دارویی مناسب را به همراه بحث مشاوره فردی و گروهی با این افراد مطرح کنیم. قاسم زاد ادامه داد: معمولاً خانواده وی به اقدامات خودآزاری یا اعمالی روی می آورند که به مرور زمان نوعی انزجار و نفرت را در نزد کاربر ایجاد می کند، زیرا این دور باطل و تردید در مصرف و تلاش برای ترک وضعیت فردی یا خانوادگی فرد را به سمت خود سوق می دهد. تا جایی که نمی تواند دست از کار بکشد و باید این مصرف را ادامه دهد و از طرفی ارتباط خانواده با این فرد باعث تعارض و درگیری فرد در رابطه با نیازش به این مواد می شود. و بعد از مدتی مصرف از کنترل خارج می شود. یعنی در یک زمان خاص، در یک زمان خاص و در یک مقدار مشخص باید مواد به دست این شخص برسد. وی افزود: در رابطه با این مورد خاص که با چندین ماده مخدر ترکیب شده است، شاهد وابستگی بسیار بالایی در این افراد هستیم و به همین نسبت ممکن است رفتارهای پرخطر از نظر این افراد بیشتر باشد، زیرا مجموعه ای از مواد مخدر چیزهای مخرب و خطرناکی در چشم انسان ایجاد می کند که غیرقابل پیش بینی است. بنابراین اولین قدم این است که به خانواده ها اطلاع داده شود که اگر فردی در خانواده آنها مشکل اعتیاد به مواد مخدر دارد باید از خدمات تخصصی استفاده کنند تا بتوانند به این فرد کمک کنند و این اقدام می تواند زودتر انجام شود. تازه اعتیاد را شروع کرده است مثلا اگر امسال درمان را شروع کند بهتر از سال بعد است چون هر چه زمان بیشتر می گذرد بیشتر به مواد و چرخه عود وابسته می شود و برنامه زندگی انسان می شود. این روانشناس خاطرنشان کرد: کاری که اعتیاد با انسان می کند این است که او را فردی غیرمسئول، فردی طرد شده از سوی جامعه می کند. یک جاذبه وجود دارد و این افراد تمایل دارند با گروه های خاصی که شبیه خودشان هستند ارتباط داشته باشند. نظر خاص و منفی که اطرافیان نسبت به این گونه افراد دارند، آنها را منزوی می کند و خواب و چرخه زندگی آنها را تحت تأثیر قرار می دهد و نقشی در تولید ندارند، به عبارت دیگر زندگی انگلی برقرار می شود که در آن انسان فقط مصرف کننده است و به او نیاز دارد. برای بدست آوردن مواد باید مواد و پول داشته باشد و برای آن پول هر کاری انجام می دهد. این چرخه فلج منجر به قطع ارتباط فرد به خصوص با والدین و بستگانش می شود. حضور فرد معتاد در خانواده طبیعتاً اطرافیان را پریشان می کند و آنها را دچار خستگی روحی می کند و این که بعد از مدت ها پدر و مادر به فرزند خود به چشم موجودی بی مصرف و غیرقابل تحمل نگاه می کنند که زندگی اشتباهی دارد. . انجام می شود و زندگی خود خانواده را به خطر می اندازد به گونه ای که خانواده ها گاهی از این فرد خسته و دلزده می شوند و از زندگی با او خسته می شوند. وی افزود: خدمات روانپزشکی و روانشناسی در این چرخه مداخله می کند و مداخله به موقع می تواند منجر به گسست این چرخه معیوب و نیاز به درمان در نزد خانواده و معتاد شود. در نهایت باید هم به خانواده و هم به فرد خدمات روانپزشکی ارائه کنیم. برای اینکه خانواده بدانند کارکرد چیست و چگونه درست و صحیح عمل کنند و خود فرد البته علاوه بر سم زدایی و دارودرمانی که انجام می دهد باید روی مشکل شخصیتی فرد نیز کار کند. و مشکلات عزت نفس و مشکلات باید شناسایی شود و وابستگی به مواد و مسائلی که او را در روند اعتیاد آسیب پذیر می کند حل شود. قاسم زاد ادامه داد: طبیعتاً ما کمتر روی برانگیختن خشم در جامعه کار می کنیم، به عبارتی روال داریم که از ابتدا فرزند در نهاد خانواده حضور داشته باشد و والدین باید آموزش ببینند و افراد بتوانند به سبک خود را بیان کنند که پذیرفته شده است و در صورت مؤثر بودن، کمتر شاهد خشم و پرخاشگری و ابراز نگرانی آنها هستیم. در بسیاری از کشورهای پیشرو این امر به عنوان یک امر آموزشی و در دوران ازدواج آموزش داده می شود و آموزش را از خود والدین شروع می کنند، یعنی اگر در روند زندگی زناشویی خود نگرانی و عصبانیت دارید، چه باید بکنید؟ یاد می گیرید که چگونه مثبت بگویید و در خود عقده ها و عقده های ذهنی ایجاد نکنید و در درازمدت به خودتان آسیبی وارد نکنید و بدبینی کنید. مثلاً می گوییم خوب است که جلسات خانوادگی هفتگی داشته باشیم و زوجین در مورد مشکلات و مسائلی که در طول هفته داشته اند صحبت کنند و دغدغه های خود را بیان کنند و همچنین به سبک زندگی و ورزش بپردازند. اثرات خشم می تواند در بدن جمع شود و فیزیولوژیک شود و ما باید بتوانیم آن را رها کنیم. وقتی بچه دار می شویم باید همان سبک تربیتی فرزندانمان را داشته باشیم، اغلب می گوییم کیسه های شن را باید گوشه اتاق گذاشت، وقتی افراد در طول روز با هم صحبت می کنند و عصبانیتشان را زیاد می کنند، می توانند به آنها ضربه بزنند. چندین بار کیسه ها این حالت به این معنی است که حالم خوب نیست و حالا عصبانیتم را خالی می کنم و به دیگران می گویند چه اتفاقی افتاده است. ما باید یاد بگیریم که مقدار مشخصی از خشم را حفظ کنیم، اما باید بتوانیم آن را در فواصل زمانی مناسب فرافکنی کنیم، زیرا تجمع آن می تواند حجم منفی خشم را در ما افزایش دهد. وی تصریح کرد: بخشی دیگر فضای مجازی و رسانه ای ماست. کشور ما با کشورهای دیگر که جوامع صنعتی هستند متفاوت است و هر کدام از ما شرایط خاص خود را داریم و در برخی کشورها می بینیم که از کم هیجانی گرفته تا سینمای هالیوود و فیلم های تخیلی که پر از اکشن و صحنه و اکشن هستند، که پر از درگیری هستند، به آرامش و آسایش کشورشان متوسل می شوند و می خواهند مردم را از این طریق هیجان زده کنند. اما در جوامعی مانند کشور ما که شرایط اقتصادی زندگی مردم را تحت تاثیر خود قرار داده است و حتی در امید به زندگی و در نقش جسم و روان مردم این تاثیرات را می بینیم و طبیعتا با بهره گیری از چنین فضای رسانه ای و فضای مجازی می تواند حالات روحی افراد را نامتعادل کند و سطح هیجان و اضطراب افراد را افزایش دهد و توصیه ما این است که هم رسانه ها و هم والدین آگاهی لازم را داشته باشند و برای اجرای صحیح این مشکل گامی اساسی بردارند و الگوهای لازم را داشته باشند. یعنی فقط گفتن به این رسانه و این فیلم ها نروید کافی نیست، بلکه باید جایگزینی برای فیلم ها و رسانه های دیگر داشته باشیم. جایگزین ما باید از نوع و سبک زندگی مناسبی باشد که برای جامعه ما مناسب باشد. این روانشناس در پایان گفت: البته مسلم است که ابتدا وظیفه دولت ها ایجاد سلامت اجتماعی است و باید در سلامت اجتماعی گام های مناسبی برداریم. یک عنصر مهم امنیت اجتماعی است. در خصوص زندگی و تامین بیمه، امنیت اقتصادی، امنیت اقتصادی و آزادی بیان، دولت ها باید همه اینها را برای شهروندان ایجاد کنند و امید به زندگی و در دسترس بودن وسایل زندگی راحت و آسوده که منجر به آرامش می شود، این است. سلامت اجتماعی. ایشان شانزده ویژگی دارد و می‌خواهد بگوید توصیه سازمان بهداشت به دولت‌ها این است که هر دولتی باید آنها را ایجاد کند، مثلاً دخل و خرج یک فرد با هم مطابقت داشته باشد و بیمه‌اش کافی باشد و او باید یک شغل پایدار و دسترسی به تفریحات سالم و متناسب با سن، مسلم است که در جامعه ای که مشکلات اقتصادی با تورم 40 تا 50 درصدی که گفته می شود وجود دارد، نمی توانیم به این ویژگی ها برای همه شهروندان خود دسترسی داشته باشیم و به آن دست یابیم. ما باید انتظار داشته باشیم و به همین نسبت است که از عواملی که گفتم فاصله می گیریم برای سلامت اجتماعی، برای افزایش سطح هیجانات و اضطراب و متعاقباً سطح خشم و پرخاشگری. درگیری های زناشویی و مشکلات والدین و فرزندان تا حدی ناشی از همین عواملی است که گفتم، یعنی باید بکاریم که درو کنیم. که گاهی اوقات نتیجه آن را به ضرر خود و دیگران می بینیم و امنیت اجتماعی دیگران را مختل می کند.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *