اخبار روز

بی رحم ترین قاتل مشهد اعدام شد/ جسد صاحب کارش را تکه تکه کرده بود + عکس


پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین: به گزارش اختصاصی رکنا، او یک روح بود، چگونه می توانست به چشمان پدر و مادرم نگاه کند؟ من یک سال در خانه برادرم زندگی کردم، خانه مردی که او در حمام آن خانه کشته و بدنش را به طرز فجیعی تغییر شکل داد. این مرد باید به سزای اعمالش برسد. این سخنان مرد جوانی است که یک سال پس از ناپدید شدن برادرش متوجه می شود که توسط شاگردش کشته شده و جسدش به طرز وحشتناکی قطعه قطعه شده و در بیابان سوزانده شده است. تاریخ انرژی ایران مانند بشکه باروت است/ مصرف گاز ایران با مجموع 12 کشور ثروتمند اروپایی برابری می کند. : کار ما گچ است. علی اکبر 29 ساله یک سال پیش از طریق سایت دیوار با جوانی به نام صادق آشنا شد و پس از دریافت مدارک او را به عنوان کارگر استخدام کرد. صادق در روستایی در جاده قلات زندگی می کرد و محل سکونتش دور از مشهد بود. برادرم خانه ای را که ساخته بود به او داد تا بتواند شب ها سرپناهی داشته باشد. هر روز صبح شاگردش را با موتورش از خانه پدرش می برد و با هم سر کار می رفتند و شب اول او را پیاده می کرد و بعد به خانه می آمد. معمای ناپدید شدن علی اکبر در 17 فوریه 2018. علی اکبر هر روز صبح دنبال صادق می رفت تا با هم بروند سر کار. شب بود و برادرم به خانه نیامد. هر وقت به تلفن همراهش زنگ می زدیم خاموش بود. فردای آن روز ساعت 9 صبح به خانه ای که شاگردش بود رفتم، فکر کردم شاید اواخر شب است و همین طور بود، هر چقدر در زدم هیچکس باز نشد. حوالی ساعت 11 صبح دوباره به آنجا رفتم، پشت در دوچرخه برادرم را زیر پله ها دیدم. خوشحال شدم و با خودم گفتم حتما برگشته، زنگ زدم در باز شد و وقتی وارد خانه شدم شاگردش تنها بود. برادرم را پیدا کردم. شاگردش گفت: دیشب موتورسیکلت علی اکبر خراب شد. موتورسیکلت و کارت خودپردازش را به من داد تا ببرم تعمیرگاه و برای خودم پول واریز کنم و 600 هزار تومان پولم را به کارت واریز کردم. علی اکبر هم به خانه دوستش رفت. باور این حرف ها برای برادر علی اکبر سخت بود، او می دانست که برادرش قانون و قانون است و باور نمی کرد که خودش کارت بانکی اش را به صادق داده باشد. بعدازظهر همان روز پدر و برادر علی اکبر به همراه صدوق و یکی از دوستانش که شاگردش مدعی بود شب به خانه اش رفته بودند به کلانتری رفتند و در نهایت پرونده به اطلاع این دو رسید. افراد در پی اظهارات این خانواده، پرونده ای در این خصوص تشکیل و توسط واحد مفقودین شعبه جرایم جنایی در دست بررسی است. در این یک سال نزدیک به 8 بار مورد بازجویی قرار گرفتند، اما هر بار گفتند که خبری نیست. در فقدان مدارک مستندی مبنی بر دستگیری صادق، وی با دستور مقامات قضایی آزاد شد و پلیس به جستجوی سرنخ هایی از گچکار ادامه داد. اعترافات گچ کار پس از یک سال تحقیقات پلیس، سادک سرانجام به قتل اعتراف کرد و گفت که او را از روی عمد و با انگیزه پول کشته است. صادق در اعترافاتش گفت: آن روز وقتی علی اکبر وارد خانه شد با آجر به سرش زدم و گلویش را فشار دادم تا خفه شد. عابر بانک و سوئیچ موتورش را گرفتم. جسد را به حمام بردم و تکه تکه کردم و در کیسه ای گذاشتم و به بیابان های جاده کلات بردم و آتش زدم و سرانجام جسد سوخته و تکه تکه شده را زیر زباله های بیابان دفن کردم و برگشتم. از تلفن همراه.. تقریباً 3 سال از این ماجرا می گذرد و حالا برادر علی اصغر یوسفی، همان برادری که مرگش آرامش را از خانه و خانواده اش گرفت، از اعدام قاتل برادرش خبر داده است. قاتل بی رحم اعدام شد علی اصغر یوسفی، برادر علی اکبر یوسفی، جوانی که شاگرد گچ کار او را به فجیع ترین شکل کشت، به خبرنگار رکنا گفت: امروز ساعت 5:30 صبح قاتل برادرم اعدام شد. برادر علی اکبر نیز با نارضایتی ناشی از مرگ مادرش توضیح داد: با پیگیری های 3 ساله ما بالاخره قاتل اعدام شد، اما تازه چهل سالگی مادرم را جشن گرفتیم. شاید اگر قاتل او زودتر اعدام می شد، امروز مادرم زنده بود. گفت: قاتل بی شرم بود و پشیمان به نظر نمی رسید پس از کشته شدن برادرم همه خانواده ام بیمار شدند. خواهرانم مریض هستند، حال پدرم هم خوب نیست، مادرم از غم برادرم فوت کرد. برادر علی اکبر که انگار نمی دانست از غم درگذشت مادرش بگوید یا آرامشی که پس از اعدام مدعی بود به خانواده اش بازگشته بود، در نهایت تاکید کرد که برادرم نسبت به شاگردش بسیار مهربان بوده است. او را کشت پس از همه او باید برای اعمال خود مجازات شود. رسید.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *