اخبار روز

اشک تمساح قاتل فراری که پس از بازگشت به ایران دوباره مردم را کشت + فیلم با دیالوگ


پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین: حجم ویدئو: 204.97M مدت زمان ویدئو: 00:06:42 به گزارش رکنا، یک سال پیش رسیدگی به درگیری مرگبار 2 مرد جوان در مولوی در دستور کار ساسان گلامی، بازپرس کلانشهر قرار گرفت. بخش قتل بلافاصله پس از انتشار این خبر تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در محل حادثه حاضر شدند. تحقیقات اولیه حاکی از درگیری دو سارق بر سر اموال مسروقه بود که منجر به کشته شدن یکی از آنها شد که از کشور متواری و راهی ترکیه شد. تا حدود 20 روز پیش رسیدگی به پرونده کشته شدن جوانی در جاده لشگرک به لواسان به دستور بازپرس محمدتقی شعبانی انجام شد که بررسی های اولیه نشان داد این درگیری به دلیل مسائل پیش پا افتاده و چشم در چشمی به وجود آمده است. همچنین تحقیقات برای یافتن ردپای عامل جنایت متواری آغاز شده و مشخص شد عامل این جنایت همان فردی است که سال گذشته در خیابان مولوی جوانی را کشته و به ترکیه گریخته است. قبل از ترور دوم به ایران بازگشت و این بار قبل از اینکه دوباره فرصت فرار پیدا کند در یک عملیات ضربتی توسط ماموران اطلاعات تهران شناسایی و دستگیر شد. در ادامه این گزارش گفت و گوی اختصاصی خبرنگار رکنا با اتهامات قتل را بخوانید. دوستم را کشتم و به ترکیه گریختم. شما چند سال دارید؟ 20 سال به چه اتهامی بازداشت شدید؟ دو فقره قتل، اما یکی همدستی و دیگری مدیریت. در مورد قتل اول توضیح دهید. من در خیابان با دوستم دعوا کردم و چون قبلاً با هم اختلاف داشتیم چاقو را روی هم کشیدیم. آیا درگیری قبلی شما در مورد اموال مسروقه بود؟ نه اصلا ربطی به این مشکلات نداشت. حدود 6 ماه پیش به خواهر دوست دخترم پیام دادم که نمی دانستم با نوید دوست است. بعد از چند ساعت به من پیام داد که چرا به دوست دخترم پیام داد. بهش توضیح دادی که نمیدونی؟ گفتم بله و حتی تلفنی با او صحبت کردم و آشتی کردیم اما بعد از مدتی با دیدن من در خیابان با چاقو به شانه ام زد و فرار کرد به همین دلیل در همان روز حادثه که دوباره تو خیابون دیدمش، ما هم دعوا کردیم. اون روز دوستم پیشم بود و نوید رو هم با چاقو زد. بعد به ترکیه فرار کرد، چرا خودش را معرفی نکرد؟ چون کسی را ندارم که کارهایم را تماشا کند، دوران کودکی ام را به رفاه گذراندم و فقط یک سرپرست از تمام دنیا دارم. بعد به ایران برگشتی و دوباره مرتکب قتل شدی! با دوستانم در گردن گچک نشسته بودیم و مست بودیم، چند جوان دیگر هم کنارمان بودند که مست بودند، حتی در ابتدا یکی از آنها به زن دوستم نگاه می کرد، چند بار به او نگاه کردم. با دستش اشاره کرد و با توجه به اینکه چرا نگاه می کنی من هم اشاره کردم و گفتم چی شده؟ ناگهان به سمت من دوید و چاقویی بیرون آورد، من زمین خوردم و برای دفاع از خودم چاقو را پرت کردم و به قلبش زدم. فکر می کنید با این دو قتل چه اتفاقی می افتد؟ نمیدونم ولی خیلی متاسفم من واقعاً نمی خواستم کسی را بکشم. بعضی ها می گویند شر بیرون است و عبادت در زندان! اما واقعا متاسفم. هر شب به طناب فکر می کنم و خوابم نمی برد. اگر آزاد شوم، می خواهم بهتر شوم. من آدم خوبی نبودم اخرین حرف. از خانواده مقتول می خواهم مرا ببخشند.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *